قهرمان ميرزا عين السلطنه

7640

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سعيد الممالك را خيلى اذيت كرديم و من وقت ندارم كه صحبتهاى خودم را به او بنويسم . زندگى عبد اللّه ميرزا زينب شهر را گردش كرد . عباس حال نداشت طبيب برد . بعد از چهار شب توقف از وضع خانهء عبد اللّه ميرزا و شرب اليهود آنجا ستوه آمده اتومبيل گرفت به كوريجان رفت . من دو شب ديگر براى انجام كارم ماندم . واقعا اين آقايان امروزهء ما شكل عجيبى زندگى مىكنند . ظاهر آنها منظم ، مرتب ، با فكل و كراوات ، شيك ، كت و شلوار عالى اما در باطن خيلى لاابالى ، كثيف و بد . نه طهارت مىكردند نه تطهير مىكنند . نه اطاق و زندگى آنها تميز است ، كانّه يهوديهاى طهران . مرغ را زنكه به ضرب فشار پا خفه مىكند . آن‌وقت ، نپخته ، كثيف سر سفره مىآورد . چه بنويسم كه اينها در باطن از بهائم بدترند و به هيچ‌چيز هم اعتقاد ندارند . اگر همهء آنها اين قسم باشند - كه دور نيست باشند - زندگانى سگ بر آن برترى دارد . عبد اللّه ميرزا معقول در طهران آدمى بود ، زندگى داشت . كاش نزهت الملوك مىآمد و تماشا مىكرد كه به واسطهء معاشرت با همكارهاى خود چه كثافت‌مآبى شده . شهر همدان شهر همدان از قديم‌ترين شهرهاى مملكت ماست . فقط از آثار آن تپهء معروف مصلى است كه البته قصر سلطنتى بوده و « سنگ شير » كه بيرون شهر افتاده و گويا سرستون يا سردر خانه بوده و حاليه محل نذر و استجابت دعا شده و براى كسانى كه اولاد ندارند شيره و روغن ماليدن به كلهء آن معجزهء غريبى دارد . قبر استر و مردخا ، و دو كتيبه به خط ميخى در درهء عباس‌آباد معروف به « گنج‌نامه » و آنچه از سكه و بت و مجسمه و غيره سابقا از طلاشوئى بيرون مىآمد [ از علائم قديمه است ] . بسيار شهر كثيف ، خانه‌هاى بد ، كوچه‌هاى تنگ ، سنگلاخ ، محلهء دباغ‌خانهء آن متعفن‌ترين محلهاست . همهء شهرها را خيابان‌كشى كرده و ميدانهاى خوب ساخته‌اند . اما در همدان هيچ اقدامى نشده . بدمتن و خوش‌حاشيه شنيدم كه عريضه به اعليحضرت كرده بودند كه اگر براى نمونه شهرهاى ايران اين شهر را نگاه داشته‌ايد عرضى نداريم ، و الّا در همدان هم امر شود خيابان‌كشى كنند و گويا امر شد مهندسى از طهران آمده چهار خيابان و يك ميدان در مركز شهر بسازند .